درسنامه آموزشی تاریخ (2) کلاس یازدهم انسانی
درس 13: تحولات سیاسی و اقتصادی ایران در دوره ی صفوی
تأسیس حکومت صفوی در تاریخ ایران دورۀ اسلامی، رویدادی بسیار مهم و سرنوشتساز محسوب میشود. صفویان موفق شدند ایران را از جهات سیاسی، جغرافیایی و اجتماعی، یکپارچه و متحد کنند، مذهب شیعه را رسمیت بخشند و رونق اقتصادی به وجود آورند. در دورۀ حکومت صفوی روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی گستردهای میان ایران و همسایگان و دولتهای اروپایی به وجود آمد که آثار و پیامدهای منطقهای و بینالمللی زیادی داشت. شما در این درس با تکیه بر منابع و مآخذ این دوره، فراز و فرود حکومت صفوی و نیز علل و نتایج تحولات روابط خارجی آن را بررسی و تجزیه و تحلیل خواهید کرد.
زمینههای تشکیل حکومت صفویان
بحث و گفتوگو (صفحه 135 کتاب درسی)
به نظر شما برای ایجاد یک نظام سیاسی چه علل و عواملی ضروری است؟ با راهنمایی دبیر در این باره بحث و گفتوگو کنید و دیدگاههای خود را مستدل بیان نمایید.
داشتن پشتوانه اقتصادی و سیاسی و خانواده با نفوذ و دشتن یاران با لیاقت و با اعتماد و همچنین مردم دلسوز و مورد اعتماد و دوستدار دولت
هجوم مغولان به ایران، علاوه بر آثار و نتایج سیاسی، پیامدهای اجتماعی و مذهبی مختلفی نیز داشت که مهمترین آن گسترش تصوف و تشیع و پیوند روزافزون آنها با یکدیگر بود.
در دوران مغولان و تیموریان، فعالیت طریقتهای صوفیانه در ایران بهطور چشمگیری افزایش یافت و گرایش مردم به مشایخ و رهبران طریقتهای صوفی بیشتر شد. مذهب شیعه نیز که با آغاز ورود اسلام به سرزمین ما راه یافته بود، پس از سقوط خلافت عباسی، بهطور محسوسی گسترش یافت؛ به گونهای که در سدههای هشتم و نهم هجری، شیعیان در مناطقی از ایران به حکومت رسیدند.
فعالیت 1: یادآوری (صفحه 135 کتاب درسی)
به صورت گروهی، حکومتهای شیعه مذهبی را که پیش از تأسیس حکومت صفویان در ایران به قدرت رسیدند، فهرست کنید و محدوده قلمرو آنها را بیان نمایید. علویان طبرستان، آل بویه، اسماعیلیان، سربداران، قراقویونلوها.
یکی از طریقتهای صوفیانه که در دوره ایلخانان شکل گرفت، طریقت صفوی بود. بنیانگذار و رهبر معنوی این طریقت که صفویان نام خود را از او گرفتهاند، شیخ صفی الدین اردبیلی (650 - 730 ق)، شاگرد و مرید شیخ زاهد گیلانی بود. طریقت صفوی در زمان جانشینان شیخ صفی در سرتاسر ایران و آسیای صغیر گسترش یافت و مریدان بسیاری را به ویژه از میان قبایل ترک جذب کرد.
مشایخ صفوی به واسطهٔ مقام معنوی و نفوذ اجتماعی، مورد احترام و تکریم فرمانروایان بودند. البته در مواردی نیز مورد غضب و حسادت آنان قرار میگرفتند.
طریقت صفویان در قرن نهم هجری تحت تأثیر شرایط فکری و فرهنگی جامعهٔ ایران، نخست به مذهب تشیع گرایش یافت و سپس به جنبشی سیاسی و مذهبی تبدیل شد. با اینکه در تصوف عزلتجویی و دوری از امور دنیوی ترویج میشود، اما رهبران طریقت صفوی به فعالیتهای سیاسی و نظامی روی آوردند. این فعالیتها، مشایخ طریقت صفوی را درگیر رقابت سیاسی و دشمنی با حاکمان سلسلههای قراقویونلو و آق قویونلو کرد. در نتیجهٔ این درگیری و رقابتها، اگرچه چند تن از رهبران طریقت کشته شدند، اما تجربهٔ مفید و مناسبی برای صفویان در راه کسب قدرت سیاسی به دست آمد.
| شیخ صفی الدین اردبیلی | 650 - 735 ق |
| شیخ صدر الدین موسی | 704 - 793 ق |
| خواجه علی | د 830 ق |
| شیخ ابراهیم | د 851 ق |
| شیخ جنید | د 860 یا 864 ق |
| شیخ حیدر | د 893 ق |
| اسماعیل اول | 892 - 930 ق |
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 137 کتاب درسی)
در آستانۀ تأسیس حکومت صفوی، حکومت مرکزی نیرومندی در ایران وجود نداشت و بر هر قسمت از کشور افراد و خاندانهای مختلف که رقیب و دشمن یکدیگر بودند، حکومت میکردند. به نظر شما این وضعیت سیاسی چه تأثیری بر به قدرت رسیدن صفویان در ایران داشته است؟
همزمان با آغاز قرن دهم هجری وضع سیاسی و اجتماعی ایران نابسامان بود. اوضاع و شرایط خاص داخلی ایران در نیمهی دوم سدهی نهم هجری قمری به ویژه تفرقه و تجزیهی سیاسی و سربرآوردن حکومتهای محلی پراکنده؛ همچنین شرایط سیاسی خارجی، به ویژه قدرت روزافزون امپراتوری عثمانی و گسترش آن در جهات شرق و غرب، تهدیدی جدی برای موجودیت سیاسی و اجتماعی میهن ما محسوب میشد. پراکندگی و عدم انسجام اجتماعی اقوام ایرانی به دلیل تفرقه و درگیری سیاسی میان حکومتهای محلی و ملوک الطوایفی حاکم از یک سو و گسترش فعالیت تشیع و تصوف در ایران پس از سقوط خلافت عباسیان از سوی دیگر در چنین شرایطی رهبران صوفیان وابسته به خانقاه اردبیل و مریدان آنها برای کسب قدرت سیاسی به تکاپو افتادند.
تأسیس حکومت صفوی
در آغاز سده دهم هجری، اوضاع سیاسی میهن ما دچار آشفتگی و تفرقهٔ زیاد شده بود. سلسلهٔ آق قویونلو که بر قسمتهایی از غرب و جنوب ایران حکومت میکرد، به نهایت ضعف و انحطاط رسیده بود. در چنین شرایطی اسماعیل، پسر شیخ حیدر، با سپاهی متشکل از ایلات و طوایف مختلف قزلباش، آققویونلوها را شکست داد و پس از تصرف تبریز، در آن شهر به عنوان پادشاه ایران تاجگذاری کرد (907 ق).
مهمترین اقدام شاه اسماعیل صفوی، پس از نشستن بر تخت شاهی، رسمی کردن مذهب شیعه دوازده امامی بود. این اقدام دو پیامد مهم داشت: نخست، اینکه بسیاری از شیعیان در خدمت دولت نوپای صفوی قرار گرفتند و در سایهٔ این دولتْ متشکل، منسجم و متحد شدند. دوم، آنکه این اقدام سبب تمایز آشکار ایران از همسایگان مسلمان خود، به ویژه امپراتوری عثمانی در غرب و ازبکان و گورکانیان هند در شرق، شد.
شاه اسماعیل در لشکرکشی و جنگهای مختلف، مدعیان داخلی، به ویژه حکام محلی را از میان برداشت و موجبات وحدت سیاسی و جغرافیایی ایران را فراهم آورد. او سپس به مقابله با دشمنان خارجی شتافت. ابتدا ازبکان را که به خراسان یورش آورده و مشغول قتل و غارت مردم آنجا بودند، شکست داد و سرکردهٔ آنان، شیبکخان، را کشت (916 ق). به دنبال این پیروزی، بخش وسیعی از سرزمینهای شرق ایران تا رود جیحون (آمویه) تحت حاکمیت صفویان درآمد.
شاه اسماعیل و سپاهیانش در گام بعدی مُهیّای نبرد با سلطان سلیم، پادشاه عثمانی شدند که با لشکری پرشمار به سوی ایران در حرکت بود. اگرچه سلطان سلیم فعالیت مریدان طریقت صفوی را در قلمرو خود بهانهٔ چنین لشکرکشی گستردهای قرار داد، اما علت واقعی آن، نگرانی و ترسی بود که او از ایجاد حکومت قدرتمند صفوی در دل داشت. در جنگ شدیدی که میان دو سپاه در دشت چالدران درگرفت، سپاهیان شاه اسماعیل، با وجود شجاعت و رشادتی که از خود نشان دادند، در برابر آتش توپخانه و دیگر جنگافزارهای آتشین دشمن کاری از پیش نبردند و شکست خوردند (920 ق) و تبریز، پایتخت صفویان برای مدتی به اشغال عثمانیها درآمد.
فعالیت 2: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 138 کتاب درسی)
متنهای زیر را بخوانید و به پرسشهای مربوط به آنها پاسخ دهید.
متن 1: «سواره نظام ایران با اینکه پراکنده بودند و به خوبی رهبری نمیشدند، افواجمقدمینیچریها را در هم شکستند و آن پیاده نظام نامور را در هم ریختند. چنان که گفتی صاعقه بر پیکر آن لشکر گران و نیرومند فرود آمده است. ... سلطان (سلیم) که نگران خونریزی و کشتار بود، عقبنشینی آغاز کرد، و خواست از معرکه برتابد و بگریزد؛ اما سنان پاشا.... فرمان داد که توپها را بیاورند و به سوی.... ایرانیان آتش بگشایند. اسبهای ایرانیان چون بانگ تندر آسای آن ادوات و آلات دوزخی را شنیدند، رم کردند و هر یک به سمتی از دشت گریختند و از فرط ترس و وحشت به عنان کشیدن ... سواران اعتنا نکردند ... براستی گفتهاند اگر توپخانهٔ دشمن در میان نبود.... نیروی عثمانی هر چه بود تار و مار میشد و سپاهیان عثمانی از دم شمشیر ایرانیان میگذشتند ...». (سفرنامهٔ ونیزیان در ایران،ص 277)
متن 2: «چون نیران محاربه ... به اشتعال درآمد از صباح تا به نزدیک زوال... اکثر عزیزان... خرمن حیاتشان از آتش غیرت بسوخت. حضرت شاه دین پناه .... توکل بر کرم کردگار کرده با جمعی از قورچیان دلاور، که از تیر و شمشیر و از پلنگ و شیر، روی بر نمیتافتند بر مخالفان حمله برد» (خورشاه بن قباد حسینی، تاریخ ایلچی نظام شاه، ص 67)
1- متن اول، چه کسی را پیروز اولیه کارزار چالدران میداند و علت تفوق عثمانیها را در نهایت چگونه بررسی میکند؟
سواره نظام ایران پیروز اولیه جنگ چالدران بود و علت تفوق عثمانیها را آتش توپخانه عثمانیها و ترس اسبهای ایرانی از صدای توپخانه.
2- میان متن اول و دوم چه وجه مشترکی وجود دارد؟ استفاده عثمانیها از سلاح آتشین.
دوران تثبیت (930 - 984 ق)
پس از مرگ شاه اسماعیل اول، پسرش تهماسب، در ده سالگی به تخت شاهی نشست. در سالهای آغازین پادشاهی او، اوضاع حکومت صفوی بسیار آشفته و نابسامان بود؛ از یک سو، سران ایلات قزلباش به خودسری و نافرمانی پرداختند و با یکدیگر به نزاع برخاستند و از سوی دیگر، ازبکان از شرق و عثمانیها از غرب به مرزهای ایران هجوم آوردند.
شاه تهماسب به تدریج زمام امور را به دست گرفت و به سرکشی سران قزلباش پایان داد. او سپس ازبکان را شکست داد و آنان را از خراسان عقب راند. وی همچنین با اتخاذ تدابیر مناسب، تهاجمات پیاپی ارتش عثمانی به خاک ایران را دفع کرد. بدین گونه شاه تهماسب در طول دوران 54 سالهٔ پادشاهی خود، با اتخاذ تدابیر و سیاستهای مناسب داخلی و خارجی، توانست پایههای حکومت صفوی را تثبیت و تحکیم نماید.
بحث و گفتوگو (صفحه 139 کتاب درسی)
از جمله تدبیرهای شاه تهماسب در برابر حملات سپاه عثمانی به ایران، انتقال پایتخت از تبریز به قزوین و به کار گرفتن سیاست زمین سوخته بود. با راهنمایی دبیر، دربارهٔ علل این تدبیر و نتایج آن گفتوگو کنید.
عصر اقتدار و شکوفایی (996 - 1038 ق)
پس از مرگ شاه تهماسب، در دوران کوتاه پادشاهی شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد خدابنده، دوباره حکومت صفوی دچار هرج و مرج و بیثباتی سیاسی شد. از این رو، هنگامی که شاهزادهٔ جوانی از خاندان صفوی به نام عباس اول به پادشاهی رسید (996 ق)، اوضاع داخلی و خارجی ایران به شدت نابسامان بود. از یکسو، سران قزلباش به جان هم افتاده و شاه را بازیچهٔ اهداف و اغراض طایفه و ایل خود قرار داده بودند و از سوی دیگر در غرب، ارتش عثمانی مناطق وسیعی از خاک ایران را اشغال کرده بود و در شرق نیز ولایت خراسان هدف تهاجم و تخریب شدید ازبکان قرار داشت.
شاه عباس اول برای نجات کشور از مسائل و مشکلات داخلی و خارجی، اقدامها و اصلاحات زیادی انجام داد که مهمترین آنها عبارتاند از:
1- ایجاد ثبات سیاسی و برقراری نظم و امنیت در داخل کشور: او برای تحقق این هدف، امرای سرکش و طغیانگر قزلباش را سرکوب کرد و قدرت سیاسی و نظامی آنان را بهطور چشمگیری کاهش داد.
2- نوسازی تشکیلات و تجهیزات سپاه: تا زمان شاه عباس اول، سپاه صفوی متشکل از جنگاوران ایلات مختلف (قزلباشان) بود و سران ایلات به اتکای نیروهای ایل خود هر گاه فرصت مییافتند، سرکشی و خودسری میکردند. شاه عباس اول به منظور تقویت قدرت سیاسی و نظامی دولت مرکزی و کاهش توان سیاسی و نظامی امیران و ایلات قزلباش، سپاهی دائمی و حرفهای ایجاد کرد که کاملاً مطیع و وفادار به شخص او بود. بیشتر افراد این سپاه از میان جوانان گرجی، ارمنی و چرکسیِ تازه مسلمان برگزیده شدند. دستههای تفنگچی و توپخانه نیز به سپاه جدید افزوده شد. افرادی از میان جنگاوران این سپاه انتخاب شدند و به فرماندهی کل یا هر یک از واحدهای مختلف آن رسیدند. از جملهٔ آنان اللهوردی خان گرجی بود که به بالاترین مقامات نظامی و سیاسی دست یافت. شاه عباس برای پرداخت حقوق و تأمین تدارکات و تجهیزات سپاه جدید، زمینهای فراوانی را به املاک خاصهٔ پادشاهی تبدیل کرد.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 140 کتاب درسی)
به نظر شما سپاه حرفهای و دائمی که شاه عباس اول تشکیل داد، نسبت به سپاه قزلباش چه مزایا و چه معایبی داشت؟
بخش اصلی و عمدهی سپاه صفوی، پیش از اینکه شاه عباس اول ارتش حرفهای و دائمی خود را تشکیل دهد، متشکل از جنگاوران پیاده نظام و سواره نظام ایلهای مختلف ترک و ترکمانی که به قزلباشان مشهور بودند. در واقع افراد این سپاه، اعضای جنگجوی ایلهای مختلفی بودند که تحت فرمان رئیس ایل خود به هنگام نیاز حکومت مرکزی و یا پادشاه، گرد هم میآمدند و سپاه صفوی را تشکیل میدادند. افراد این سپاه که هزینه و مخارجشان به عهدهی رئیس ایل خود بود، در درجهی نخست از رئیس ایل خود فرمان میبردند تا پادشاه. به همین دلیل، در بسیاری مواقع، جاهطلبیها و یا خودسریهای سران ایل و رقابت ایلهای مختلف با یکدیگر موجب بروز بیانضباطی و اختلاف شدید نه تنها در درون سپاه، بلکه در سازمان مدیریت سیاسی کشور میشد و در موارد متعددی حتی کار به جنگ و ستیز داخلی میکشید. از سوی دیگر نیز گاهی بعضی از سران ایل به اتکای قدرت جنگاوران ایل خود، نسبت به حکومت مرکزی و یا پادشاه، نافرمانی و عصیانگری پیشه میکردند. ویژگی دیگر سپاه قزلباش، به ویژه در اوایل عصر صفوی، جنبه مذهبی آنان بود. قزلباشان در اصل اعضای طریقت صفویان و مریدان مشایخ آن طریقت بودند. رابطهی مرید و مرادی یک نوع ارتباط معنوی و عاطفی خاصی میان آنان با مرشد طریقت صفوی که هم زمان پادشاه مملکت نیز بود، ایجاد میکرد. چنین رابطهای موجب میشد که جنگجویان تا سرحد مرگ در رکاب پادشاه بجنگند و جان خود را فدای او کنند. نیروهای قزلباش به لحاظ شجاعت و سلحشوری زبانزد عام و خاص بودند و اسلحهی آنها عبارت از شمشیر، نیزه، تبر و گرز بود.
اما سپاه دائمی و حرفهای که شاه عباس اول تأسیس کرد، شامل غلامان گرجی و اسرای جنگی میشد که بیشترشان در منطقهی گرجستان به اسارت درآمده بودند. همچنین بخشی از این سپاه را عناصر ایرانیِ غیر ایلاتی تشکیل میدادند. این سپاه که تحت فرمان مستقیم شخص شاه بود، توسط غلامان برکشیدهای از میان افراد آن فرماندهی میشد. این سپاه متشکل از واحدهای مختلف سواره نظام و پیاده نظام و مجهز به تفنگهای جدید بود. همچنین سپاه دائمی شاه عباس اول را واحدهای توپچی پشتیبانی میکردند. حقوق و مواجب این سپاه از خزانهی حکومت مرکزی پرداخت میشد.
3- توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی: شاه عباس اول به منظور بهبود وضع مردم و رفاه و آسایش عمومی، اصلاحات زیادی انجام داد. انجام کارهای عمرانی بزرگ مانند ایجاد کارگاههای بافندگی، جادهسازی و ساخت بناهای مختلف از قبیل پلها، مسجدها، کاروانسراها، مدرسهها، سدها و قناتها، گسترش مناسبات اقتصادی با کشورهای اروپایی و همسایگان و توسعهٔ تجارت خارجی از جملهٔ این اقدامات بودند.
4- انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان: شاه عباس اول به دلایل سیاسی، نظامی و اقتصادی، پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد و با استفاده از اصول مهندسی و شهرسازی، این شهر را به یکی از زیباترین و آبادترین شهرهای جهان تبدیل کرد. افزون بر این، وی گروهی از ارامنه را در اصفهان مستقر کرد و از دانشها و تجارب فنی، اقتصادی و تجاری آنها به نفع کشور بهره برد.
5- بیرون راندن نیروهای بیگانه از خاک ایران: شاه عباس اول پس از پایان دادن به سرکشی امرای قزلباش و سامان دادن به اوضاع داخلی، آمادهٔ مقابله با دشمنان خارجی شد. او به خوبی تشخیص داده بود که درگیری هم زمان با مهاجمان ازبک در شرق و ارتش قدرتمند عثمانی در غرب، احتمال موفقیت را کاهش میدهد. به همین دلیل با دولت عثمانی صلح کرد و به خراسان لشکر کشید و با وارد آوردن ضربهای سنگین بر ازبکان، آنان را عقب راند. وی، سپس برقآسا سپاه صفوی را به آذربایجان برد و با حملهای غافلگیرانه، نیروهای عثمانی را شکست داد و مناطق اشغالی شمال غرب ایران را آزاد کرد و علاوه بر آن، عراق و عتبات عالیات را به قلمرو صفوی افزود.
یکی دیگر از موفقیتهای نظامی صفویان در عصر شاه عباس اول، بیرون راندن پرتغالیها از خلیج فارس بود. ایران در آن زمان فاقد نیروی دریایی بود، اما سپاه صفوی با کمک کشتیهای انگلیسی توانست سواحل و جزایر ایرانی خلیج فارس را که بیش از یک قرن در اشغال پرتغالیها بود، آزاد کند.
شاه عباس اول در 42 سال زمامداری، با اقدامات خردمندانه و بهرهگیری از مشاوران آگاه، ایران را به یکی از کانونهای بزرگ سیاسی و اقتصادی جهان آن روز تبدیل کرد. به همین روی بسیاری از محققان و مورخان، عصِر شاه عباس را عصِر اقتدار و شکوفایی سلسلهٔ صفوی دانستهاند.
فعالیت 3: بررسی و تحلیل رویدادها (صفحه 141 کتاب درسی)
بعضی از شاهان صفوی، از جمله شاه عباس اول، دستور به زندانی کردن و کشتن برخی از شاهزادگان دادند.
الف) به نظر شما زمینهها و دلایل این اقدامها چه بود؟
یکی از خصایص رایج سلسلههای حکومتی ایران، بدگمانی فرمانروا یا پادشاه نسبت به اعضای ذکور خانواده و دودمان خویش بود. در بسیاری از مواقع این بدگمانیها منجر به خشونت و جنایتهای وحشتناکی میشد. توطئهها و دسیسههایی که گهگاه علیه زمامدار صورت میگرفت به این سوءظن دامن میزد. دربار صفوی قبل از شاه عباس و در زمان او، مملو از بدگمانی و خیال توطئه و خیانت بود. به همین دلیل شاه عباس اول نیز که حکومتش حاصل توطئه علیه پدر بود، دچار بدگمانی شدید نسبت به افراد ذکور خانوادهی خود شد و دستور کور و محبوس کردن و کشتن برخی از آنان را صادر کرد.
ب) نتایج و پیامدهای این اقدامها را چگونه ارزیابی میکنید؟ بحث و استدلال کنید.
1- زمینه را برای جانشینی شایسته خالی میکرد 2- شاهزادگانی که شخصیت اجتماعیشان در حرمسراها شکل میگرفت، فاقد هر نوع لیافت و کاردانی و جسارت بودند و حتی احساس پیوند و نزدیکی با کسی نمیکردند. دور بودن آنها از اوضاع مملکت و مسائل بین المللی و سیاسی نیز مزید بر علت میشد و چون فردی از آنها به قدرت میرسید، توان اداره مملکت را نداشت و دست کم آزموده شدن او در طول حوادث، خسارتهای جبرانناپذیری برای ملک و ملت به همراه میآورد.
دوران ضعف و انحطاط (1038 - 1135 ق)
شاه صفی، نوه و جانشین شاه عباس اول، از تعادل روحی و سلامت عقل بهره کافی نداشت. او دستور به قتل سردار باکفایتی مانند امامقلی خان، حاکم فارس داد. در زمان همین شاه بود که قندهار توسط گورکانیان هند از ایران جدا شد. شاه عباس دوم، پسر و جانشین شاه صفی، اگرچه نسبت به پدر شجاعت و لیاقت بیشتری داشت و قندهار را پس گرفت، اما نتوانست روند ضعف و انحطاط حکومت صفویان را متوقف سازد.
با به تخت نشستن شاه سلیمان، روند انحطاط و زوال صفویان شدت گرفت. این پادشاه با امور و اصول کشورداری بیگانه بود و در زمان او اعضای حرمسرا نفوذ زیادی داشتند و در ادارهٔ امور حکومت دخالت میکردند. در نتیجهٔ نفوذ و دخالت حرمسرا بود که شاهزادهٔ بیکفایت و بیلیاقتی همچون حسینمیرزا به عنوان جانشین شاه سلیمان انتخاب شد. در دوران شاه سلطان حسین، حکومت صفوی به نهایت ضعف و انحطاط رسید. او شاهی ضعیف و بیاراده بود و نسبت به امور مملکت توجه لازم را نداشت و به شدّت تحت نفوذ درباریان و مشاوران خرافهپرست و نالایق بود. از این رو، در زمان زمامداری او اختلاف و درگیری میان مقامهای کشوری (اهل قلم) و لشکری (اهل شمشیر) افزایش یافت و ادارهٔ امور حکومت با بینظمی و اخلال مواجه شد. کشاورزی، صنعت و تجارت دچار رکود و سستی شد. تعصبات مذهبی و فشار بر اقلیتهای دینی افزایش یافت و اسباب نارضایتی گروههایی از مردم ایران را فراهم آورد.
در چنین شرایطی بود که طایفهای از افغانهای شهر قندهار سر به شورش برداشتند. شورشیان، با آگاهی از وضعیت آشفته و نابسامان حکومت صفوی، به سوی اصفهان حرکت کردند و با تسخیر پایتخت صفویان، به حیات آن حکومت پایان دادند. شورش افغانها و تسخیر اصفهان یک تهاجم خارجی محسوب نمیشود؛ زیرا قندهار بخشی از قلمرو صفوی به شمار میرفت.
فکر کنیم و پاسخ دهیم (صفحه 142 کتاب درسی)
به نظر شما چرا حکومتی که دو قرن در برابر امپراتوری قدرتمند عثمانی ایستادگی کرد، در سال 1135 ق نتوانست در برابر شورش گروهی کوچک از اتباع خود مقاومت کند؟
1- روی کار آمدن شاهان خوشگذران و بیتدبیر، نالایق و معتاد و بسیار ناآگاه به امور به پادشاهی 2- حرمپروردگی شاهزادگان و محروم ماندن آنها از تربیت سیاسی و اجتماعی 3- خرافاتی شدن و غرق شدن در رمالی و فالگیری دربار 4- تعصبات مذهبی 5- شورشها و بلواهای اواخر حکومت صفویان 6- آشفتگی سیاسی در دولت صفوی در اثر رقابت سران قزلباش با عناصر ایرانی 7- رقابت سران قزلباش با همدیگر برای بدستاوردن مقامات عالی در حکومت 8- زیادهخواهی قزلباشان 9- مشکلات متعدد اقتصادی و سیاسی به دلیل تداوم و تعدد حملات گسترده دولت عثمانی 10- بستن عوارض و مالیات سنگین بر مردم 11- تورم قیمتها و کاهش محصولات 12- رواج فساد در اداره املاک 13- فروش مناصب و پستهای دولتی و نفوذ افراد پولدار 14- نفوذ ملکهها و خواجهسرایان در امور سیاسی و اداری کشور 15- ناتوانی و تحلیل رفتن تدریجی نیروی نظامی 16- همسایههای قدرتمند و ناآرام در اطراف کشور.
کاوش خارج از کلاس (صفحه 142 کتاب درسی)
با استفاده از منابعی که دبیر معرفی میکند دربارۀ تاریخ یا یکی از رویدادهای شهر و استان محل زندگی خود در عصر صفوی تحقیق کنید و گزارش آن را در قالب روزنامۀ دیواری در کلاس ارائه دهید.
اوضاع اقتصادی
کشاورزی و دامداری، رکن مهم فعالیتهای اقتصادی در عصر صفوی بودند، ثبات و امنیت سیاسی و اجتماعی، موجب رونق اقتصادی در شهرها و روستاهای ایران شده بود. در این دوره، زمینها به چهار دسته تقسیم میشدند:
1- اراضی ممالک
این دسته از اراضی کشور در اختیار و تملک والیان ایالتها بود و آنها این زمینها را میان زیردستان خود تقسیم میکردند.
2- اراضی خاصه
این زمینها متعلق به شخص شاه بود و به ویژه از زمان شاه عباس درآمد آن برای ادارهٔ سپاه هزینه میشد.
3- اراضی وقفی
این اراضی توسط مردم یا شاه وقف میشد. گاهی مردم برای جلوگیری از دستاندازی حکام، زمینهای خود را وقف میکردند.
4- املاک خصوصی
این زمینها بسیار ناچیز بود و همواره در معرض مصادره قرار داشت.
دولت برای ادارهٔ امور از کشاورزان و دامداران مالیات میگرفت. دامداران مبالغی مالیات تحت عنوان «چوپانبیگی» میپرداختند. قلب اقتصاد شهری، بازار بود. گروههای مختلف اصناف و پیشهوران و صنعتگران در بازار فعالیت میکردند و کالاهای خود را در معرض فروش میگذاشتند و در قبال حفظ امنیت به دولت مالیات میپرداختند. بازارهای عصر صفوی از زندهترین و زیباترین بازارهای جهان بود. در هر بازار راستههایی وجود داشت و در هر یک، صنفی فعالیت میکرد، مثل راستهٔ زرگرها، تفنگسازها، آهنگران و کلاهدوزان. بازارهای اصفهان و کرمان از جمله شکوهمندترین بازارهای ایران بودند.
تجارت خارجی و بینالمللی در این دوره رشد فراوانی داشت و ایران به یکی از کانونهای مهم تجارت در آسیا تبدیل شد. مردم در دورهٔ صفوی در معاملات و دادوستدهای خود از سکههای گوناگونی استفاده میکردند که با توجه به ارزش آنها عبارت بودند از: عباسی، محمودی، شاهی، بیستی و سکههای مسی به نام غازبکه.
روابط خارجی
تأسیس حکومت صفوی از منظر روابط خارجی، نقطهٔ عطفی در تاریخ ایران اسلامی به شمار میآید؛ زیرا قبل از آن هرگز ایران شاهد چنین دیپلماسی فعالی در عرصهٔ بینالملل نبود. تاریخ روابط خارجی ایران عصر صفوی را، به اختصار، در دو بخش میتوان بررسی کرد.
الف) روابط با همسایگان
1- عثمانی
هنگامی که حکومت صفوی در ایران روی کار آمد، قدرت امپراتوری عثمانی در حال اوج گرفتن بود. سلاطین عثمانی که خود را خلیفه و فرمانروای تمامی مسلمانان میدانستند، در پی تسلط کامل بر جهان اسلام بودند. همچنین در آن زمان، ارتش عثمانی با سرعت در خاک اروپا پیش میرفت. عثمانیها شکلگیری حکومت قدرتمند صفوی در ایران را تهدید و مانع جدّی برای توسعهطلبی سیاسی و نظامی خود دیدند و با آن به دشمنی و ستیز برخاستند. چند سال پس از به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول، سلطان سلیم عثمانی با لشکری بزرگ و به قصد نابودی حکومت نوپای صفوی به سوی ایران حرکت کرد. این سپاه علاوه بر قتل عام شیعیان و مریدان طریقت صفوی در آسیای صغیر، در چالدران ایرانیان را شکست داد. دیگر سلاطین عثمانی نیز بارها به ایران لشکرکشی کردند، اما صفویان با درک شرایط، به شیوههای مختلف در برابر دشمن ایستادگی کردند. در نتیجهٔ چنین مقاومتی بود که برخی از فرمانروایان عثمانی به ناچار از جنگ با ایران دست برداشتند و عهدنامههای صلحی میان دو کشور بسته شد. به نمودار خط زمان زیر توجه کنید.
ارزیابی و قضاوت (صفحه 145 کتاب درسی)
به نظر شما، اگر میان دو کشور همسایه و مسلمانِ ایران و عثمانی در دورۀ صفوی، به جای دشمنی و جنگ، صلح و دوستی پایدار برقرار بود، چه تغییری در وضعیت جهان اسلام ایجاد میشد؟ بحث و استدلال کنید.
اگر این دو کشور مناسبات ستیزهجویانهای نسبت به یکدیگر نداشتند و بیداری و همدلی و سازگاری بیشتری نسبت به هم به خرج میدادند، بهطور قطع سرنوشت جهان اسلام به آن شکلی که در دو قرن سیزدهم و چهاردهم هجری (نوزدهم و بیستم میلادی) شاهدش بودیم، چهره نمیبست. مسلم است که نمیتوان تعیین نمود در این صورت جهان اسلام به چه شکلی در میآمد و جهان چه چهرهای به خود میگرفت، لیکن مسلماً به این شکل و چهره نبود و احتمالاً به هر شکل که درمیآمد به بدترکیبی این دو قرن اخیر در نمیآمد. به هر رو تاریخ مجموعه اتفاقاتی که بایستی میافتاد، نیست، بلکه مجموعه اتفاقاتی است که روی داده است، و بیشتر نقشآفرینان این اتفاقات نیز نسبت به نقاشیهای خود در تاریخ اگاهی چندانی نداشتند. مهم عبرتاندوزی و استخراج آموزههای تاریخی و بهکاربندی آن برای بنای امروز و فردایی بهتر از دیروز است.
2- ازبکان
ازبکان از نسل جوجی، پسر چنگیزخان مغول، بودند. آنان با شکست تیموریان، شهرها و روستاهای آباد و ثروتمند ماوراءالنهر را تصرف کردند. هم زمان با روی کار آمدن صفویان در ایران، شیبک خان ازبک (855 - 916 ق) در خراسان به تاخت و تاز و قتل و غارت مشغول بود. شاه اسماعیل در نبرد مرو او را مغلوب کرد و کشت و ضربهای قاطع بر ازبکان وارد ساخت (916 ق). حاکمان ازبک همواره روابط دوستانه و گرمی با حکومت عثمانی داشتند و در حمله به قلمرو صفوی بهصورت هماهنگ عمل میکردند. در دوران شاه تهماسب و شاه عباس اول نیز ازبکان خراسان را مورد تهاجم و غارت قرار دادند، اما سپاه صفوی قاطعانه آنان را شکست داد.
3- تیموریان (گورکانیان) هند
هم زمان با قدرت گیری دولت صفوی در ایران، یکی از نوادگان تیمور به نام ظهیرالدین محمد بابر در هندوستان قدرت را به دست گرفت. اینکه دو دولت بر سر مسئلهٔ قندهار با یکدیگر اختلاف داشتند و این شهر چند بار میان دو طرف دست به دست شد، اما، در مجموع، روابط آنها حسنه بود. در آن دوره، مناسبات سیاسی، فرهنگی و تجاری عمیقی میان دو کشور برقرار شد. در عصر صفوی با مهاجرت گسترده شاعران، نویسندگان، دانشمندان، معماران و هنرمندان ایرانی به هندوستان، فرهنگ، هنر و ادب فارسی در آن دیار شکوفا شد. تاج محل، یکی از پرآوازهترین بناهای تاریخی، توسط معماران ایرانی در این دوره طراحی و ساخته شد. روابط تجاری نیز بین دو کشور رونق فراوانی داشت. قندهار، به دلیل برخورداری از موقعیت ممتاز اقتصادی و نظامی، در دو قرن و اندی، پانزده بار محاصره و در فرصتهایی دست به دست شد. این شهر برای حفظ مناطق شرقی و داشتن درآمدهای گمرکی، برای ایران از اهمیت مهمی برخوردار بود.
ب) روابط با اروپا
روابط ایران با کشورهای اروپایی در عصر صفوی وارد مرحلهٔ تازهای شد و ابعاد وسیعی یافت. دو عامل نقش بسزایی در توسعهٔ روابط صفویان با اروپاییان داشت:
نخست: تهاجم گستردهٔ ارتش عثمانی به خاک اروپا کشورهای اروپایی را تشویق کرد که در پی دوستی و اتحاد با رقیبان و دشمنان عثمانی برآیند. از این رو، دولتهای اروپایی برای کاستن از حملات عثمانیها به سرزمینهای خود، تلاش کردند که با دولت صفوی روابط دوستانه برقرار کنند و با آن دعلیه عثمانی متحد شوند.
دومین: عامل در گسترش روابط ایران و اروپا در دورهٔ صفوی، انگیزه و اهداف اقتصادی و تجاری بود. هنگامی که صفویان حکومت خود را تأسیس کردند، اروپاییان به تازگی مسیرهای دریایی جدیدی را برای رسیدن به ایران، هند و کشورهای شرق آسیا کشف کرده بودند. به دنبال اکتشافات جغرافیایی، فعالیت استعماری کشورهای اروپایی آغاز شد.
پرتغالیها نخستین اروپاییانی بودند که از طریق راههای دریایی جدید به اقیانوس هند و خلیج فارس رسیدند. پس از آنها انگلیسیها، فرانسویها و هلندیها نیز از راه رسیدند. شاه عباس اول به انگلیسیها، فرانسویها و هلندیها اجازه داد در خلیج فارس برای خود پایگاههای تجاری برپا کنند. وی به انگیزهٔ بهرهبرداری از دانش نظامی و فنی اروپاییان و نیز به منظور توسعهٔ تجارت خارجی، کوشید تا مناسبات دوستانهای با کشورهای اروپایی برقرار کند. یکی از منابع عمده درآمد خزانه سلطنتی در زمان شاه عباس اول، تجارت ابریشم بود که توسط تجار ایرانی ارمنی زیر نظر شاه عباس انجام میشد. تجار اروپایی و شرکتهای (کمپانیهای) مختلف هند شرقی، مشتری اصلی ابریشم ایران بودند.
اروپاییان در عصر صفوی قادر به تحمیل اهداف خود به این دولت نبودند و صفویان با اقتدار از روابط با اروپا در جهت اهداف خود سود م یبردند. در اواخر عصر صفوی روابط فرهنگی ایران و اروپا توسعه یافت. وجود تعداد زیاد سیاحان اروپایی و سفرای این کشورها در ایران، خود، نشانی از گستردگی این روابط در عصر صفوی است.

فعالیت 4: بررسی شواهد و مدارک (صفحه 147 کتاب درسی)
متن زیر را بخوانید و برداشت خود را از سیاست خارجی و موقعیت ایران در ارتباط با همسایگان و دولتهای اروپایی در عصر صفوی بیان کنید.
در دورهی صفوی، مناسبات خارجی ایران با همسایگان و به خصوص با کشورهای ارویایی در دو بُعد سیاسی و اقتصادی توسعه یافت. مناسبات عمدتاً خصمانهی امپراتوری عثمانی با حکومت صفوی تأثیر چشمگیری بر روابط سیاسی و اقتصادی ایران با سایر همسایگان و نیز با دولتهای اروپایی گذاشت. شواهد و مدارک تاریخی بیانگر آن است که صفویان، به ویژه شاه عباس اول میکوشید که مناسبات خارجی ایران را در چارچوب منافع و مصالح سیاسی و اقتصادی کشور ایران گسترش دهد.
«هیچ جوابی شیرینتر و منطقیتر از جوابی که ایرانیان به نمایندگان آلمان و لهستان و مسکو دادند، نمیباشد. نمایندگان این دولتها آمده بودند به دولت ایران پیشنهاد کنند تا با رؤسای ممالک نامبرده که اربابانشان بودند، علیه سلطان عثمانی متحد شود... اعتمادالدوله اضافه کرده بود که شاه ایران به پادشاه عثمانی وعده داده است که با یکدیگر در صلح و آرامش زندگی کنند و شاه ایران هیچ نفع و فایدهای را از محترم شمردن قولی که به شاه عثمانی داده است، بالاتر نمیشناسد». (سانسون، سفرنامه، ص 172).
پرسشهای نمونه (صفحه 147 کتاب درسی)
1- مهمترین مسائل و مشکلاتِ نخستین سالهای پادشاهی تهماسب و عباس اول را مقایسه کنید.
در سالهای آغازین پادشاهی هر دو شخص، اوضاع داخلی و خارجی حکومت صفوی بسیار آشفته و نابسامان بود؛ از یک سو، سران ایلات قزلباش به خودسری و نافرمانی پرداخته و به جان هم افتادند و با یکدیگر به نزاع برخاستند و از سوی دیگر، ازبکان از شرق و عثمانیها از غرب به مرزهای ایران هجوم آوردند.
2- روش کشورداری شاه عباس اول را چگونه ارزیابی میکنید؟
شاهعباس با شناخت و ارزیابی نسبتاً دقیق شرایط جامعه در زمینۀ میزان خطر دشمنان خارجی و مشکل مخاطرات داخلی به طراحی برنامههای مناسب کوتاه مدت و بلند مدت و در عین حال پیش بردن برخی از این برنامهها بهصورت موازی در سایه یک قدرت مرکزی موثر و نیرومند پرداخت. او با اجرای دقیق و مناسب برنامهها که بیشتر در مسیر تمرکزگرایی تنظیم شده بودند مخاطرات جدی که حیات جامعه را تهدید میکرد برطرف کرد و فضای مساعدی در زمینههای مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مهیا نمود و توانستند با فراغ خاطر بیشتری استعداد و توانمندیهای خود را بروز داده و در عین ارتقاء مقام و موقعیت خود، حکومت و جامعه را نیز از توانمندیهای خویش بهرهمند نمایند.
3- دلایل و نتایج دشمنی و ستیز حکومت عثمانی با دولت صفوی را بررسی و تحلیل کنید.
عثمانیها، شکلگیری حکومت قدرتمند صفوی در ایران را تهدید و مانع جدّی برای توسعه طلبیسیاسی و نظامی خود تلقی کرده و با آن به دشمنی و ستیز برخاستند. چند سال پس از به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول، سلطان سلیم عثمانی با لشکری بزرگ و به قصد نابودی حکومت نوپای صفوی به سوی ایران حرکت کرد. این سپاه علاوه بر قتل عام شیعیان و مریدان طریقت صفوی در آسیای صغیر، در چالدران ایرانیان را شکست داد. دیگر سلاطین عثمانی نیز بارها به ایران لشکرکشی کردند، اما صفویان با درک شرایط، به شیوههای مختلف در برابر دشمن ایستادگی کردند. در نتیجهی چنین مقاومتی بود که برخی از فرمانروایان عثمانی به ناچار از جنگ با ایران دست برداشتند و عهدنامههای صلحی میان دو کشور بسته شد.
4- روابط ایران و غرب در عصر صفوی بر چه محورهایی استوار بود؟
نخست، تهاجم گستردهی ارتش عثمانی به خاک اروپا، کشورهای اروپایی را تشویق کرد که در پی دوستی و اتحاد با رقیبان و دشمنان عثمانی برآیند. از این رو، دولتهای اروپایی برای کاستن از حملات عثمانیها به سرزمینهای خود، تلاش کردند که با دولت صفوی روابط دوستانه برقرار کنند و با آن علیه عثمانی متحد شوند. دومین عامل در گسترش روابط ایران و اروپا در دورهی صفوی، انگیزه و اهداف اقتصادی و تجاری بود.
5- شواهد و مدارک استفاده شده در این درس را نام ببرید و دربارۀ اهمیت آنها توضیح دهید.
1- سفرنامهی ونیزیان در ایران: سفرنامههای ونیزیان در ایران شامل شش سفرنامه است که پنج بخش آن توسط سفرای ونیزی به نامهای جوزافا باربارو، آمبروزیو کنتارینی، کاترینو زنو، آنجوللو و وینچنتو دالساندری و بخش ششم توسط بازرگان گمنام ونیزی نوشته شده است. این سفرنامهها از نظر تاریخی، سیاسی و جغرافیایی برای تاریخ ایران در عهد حکومت ترکمانان آق قویونلو و صفوی از اهمیت شایان توجهی برخوردار است. انگیزه اصلی مسافرت آنها به جز آجلوللو و بازرگان ونیزی، دلیل سیاسی بود. تا بر اثر اتحاد با ایران، امپراتوری عثمانی را تحت فشار قرار داده و از توسعه و بسط قدرت عثمانیان جلوگیری کنند.
2- تاریخ ایلچی نظام شاه اثر خورشاه بن قباد حسینی: کتابی است به زبان فارسی، در تاریخ عمومی که به تاریخ خورشاه و تاریخ قطبی نیز معروف است. خورشاه، کتاب را در سال 971 قمری نوشته و محمدرضا نصیری و کوئیچی هانهدا، دو مقاله از آن را که به تاریخ صفویه و پادشاهان هندوستان مربوط است، در سال 1379 ش با عنوان «تاریخ ایلچی نظام شاه: تاریخ صفویه از آغاز تا سال 972ق» گردآوری کردهاند. انگیزه تألیف، ثبت وقایع تاریخ و عبرت از گذشتگان بوده است. مؤلف در این دو مقاله، رویدادهایی را ذکر کرده که در دیگر منابع تاریخی کمتر دیده میشود. یک سال و نیم حضور وی در اردوهای شاه طهماسب، این مقاله را به گنجینهای مهم و قابل استناد در تاریخ صفوی بدل کرده است. وی در طی اقامت خود در ایران، در اغلب سفرها، همراه و همدم شاه طهماسب بود و در اکثر مجالس نیز حضور داشت. از این رو اغلب مشاهدات خود را در کتاب آورده که بدین وسیله بر اعتبار اثر افزوده است. مباحث به دلیل نزدیکی به زمان مؤلف، ارزش تاریخی بسیاری دارد؛ از جمله، مطالب مربوط به تاریخ شاه طهماسب و روابط وی با هند از اعتبار ویژهای برخوردار است.
3- سفرنامه سانسون: سانسون مبلغ مسیحی که در زمان سلطنت شاه سلیمان صفوی برای ترویج دین مسیحیت به ایران آمده بود. چون زبان فارسی را یاد گرفته و سالهای متمادی در ایران بود، در نتیجه با بسیاری از خصوصیات دربار و حکومت ایران و آداب و رسوم ایرانیان آشنایی پیدا کرده بود و آنچه را که به چشم خود دیده و مشاهده کرده بود، تحریر نموده است.سفرنامه سانسون بطور ویژه به به ساختار اداری حکومت صفویه در دوران شاه سلیمان پرداخته است.